تبليغاتX
تمناي وصال
پنجشنبه نهم آبان 1387
ارزش نماز اول وقت
آقاي مصباح مي گويد: آيت الله بهجت از مرحوم آقاي قاضي (ره) نقل مي کردند که ايشان مي فرمود:
« اگر کسي نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عاليه نرسد مرا لعن کند! و يا فرمودند: به صورت من تف بيندازد. »
اول وقت سرّعظيمي است « حافظوا علي الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشيد. »
خود يک نکته اي است غير از « أقيموا الصلوة: و نماز را بپا داريد. »
و همچنين که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقيد باشد که نماز را اول وقت بخواند في حدّ نفسه آثار زيادي دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد. »

در کوی بی نشانها

+ پنجشنبه نهم آبان 1387
پنجشنبه نهم آبان 1387
فقط 10 سال !


شيخ علي اکبر تهراني مي گويد :


آيا ارزش دارد انسان به خاطر هفتاد سال زندگي که سي و پنج سالش شب است و او در خواب ، ده سالش بچه است و چيزي از زندگي نمي فهمد ، پانزده سالش را هم که يا توي راه است يا سر سفره و يا در دستشويي صرف مي کند ، فقط بخاطر ده سال تا خدا خدايي مي کند در آتش جهنم بسوزد ؟!

در کوی بی نشانها

+ پنجشنبه نهم آبان 1387
پنجشنبه چهارم بهمن 1386
چرا مي‌توان گفت حسين(ع) بر يزيد پيروز شد؟

فرازهايي از سخنراني امام موسي صدر در عاشوراي حسيني:

-وقتي كه ما سالروز واقعه كربلا را فرصتي مغتنم مي‌شمريم و گردهم مي‌آييم و آن حادثه را در گوش، قلب، و وجود خود تكرار مي‌كنيم، با آن قهرماني‌هاي جاويدان پيوند مي‌يابيم؛ قهرماني‌هايي كه ريشه ستم و ستمگران را بركند و نقاب و پرده از چهره عصيانگران و منافقان برافكند.

-يزيد بقای اسلام را بر نمي‌تابد، به درون اسلام نفوذ كرده و بر كرسي خلافت تكيه زده است و بر آن است اسلام را از بين ببرد، و مردم خاموش، آرام، همگام، ترسان و طمعكارند؟ پس حسين(ع) چه كند؟

-دستگاه‌هاي تبليغاتي كه مردم را در جهان اسلام فريب مي دادند، حسين(ع) را خارجي شمردند. شريح قاضي در حكم خود مي نويسد: «او از حد خود تجاوز كرده و آنگاه با شمشير جدش كشته شد»

-امام حسين هنگام ترك مدينه با آن شعار روشن خود اعلام کرد: به خدا سوگند از روي سرمستي، طغيانگري، ظلم و فساد قيام نكردم، سلطه و حكومت بر مردم را نمي‌خواهم. استبداد نمي‌خواهم. همانا اصلاح در امت جدم راهر اندازه كه در توانم باشد، خواستارم. مي‌خواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم و در اين راه زندگي خود را تنها ضمانت قرار داده‌ام.

...-اگر حسين نبود، يزيد شناخته نمي‌شد، چرا كه با بسياري از راهها و روشها چهره خود را مي‌پوشاند و مي‌توانست در پس اين نقابها اسلام را با حكمي پس از حكم و امري پس از امر و موضعي پس از موضع نابود كند. ولي حسين همه اينها را روشن ساخت و يزيد و بني‌اميه را رسواي امت کرد.

-دفاع از حقوق انسانها، از جمله اهداف اساسي اباعبدالله الحسين است.

-حسين معتقد است كه انسان در برابر ظلم نمي‌تواند صبر پيشه كند.

-گريستن و بر پا كردن مجالس كافي نيست. حسين به اينها نيازي ندارد. حسين شهيد راه اصلاح است. «اني أريد الاصلاح في امه جدي ما استطعت» پس اگر در جهت اصلاح امت جدش كوشيديم، او را ياري رسانده‌ايم و اگر سكوت كرديم يا مانع اصلاح شديم او را وانهاده‌ايم و يزيد را كمك كرده‌ايم.

-اي برادران! صفوف خود را انتخاب كنيد. صف يزيد يا صف حسين. به خدا قسم كه فكر نمي‌كنم غير از صف حسين را انتخاب كنيد و جز به نداي حسين لبيك گوييد (حسيني) كه مي‌گويد: « هل من ناصر ينصرنا و هل من ذاب يذب عن حرم رسول الله»

متن کامل

+ پنجشنبه چهارم بهمن 1386
شنبه بیست و نهم دی 1386
حسین وارث آدم

مردی از خانه فاطمه بیرون آمده است . مدینه را می نگرد و مسجد پیامبر را و مکه ابراهیم را و کعبه ی به بند نمرود کشیده را و اسلام را و پیام محمد (ص) را و کاخ سبز دمشق را و در بندکشیدگان را و .........

مردی از خانه فاطمه بیرون آمده است . بار سنگین همه این مسئولیت ها بر دوش او سنگینی می کند .

او، وارث رنج بزرگ انسان است . تنها وارث آدم، تنها وارث ابراهیم و.......... تنها وارث محمد ! و........

مردی تنها !

اما نه، دوشادوش او زنی نیز از خانه فاطمه بیرون آمده است، گام به گام او ، نیمی از بار سنگین رسالت برادر را بر دوش خود گرفته است .

مردی از خانه فاطمه بیرون آمده است، تنها و بی کس ، با دست های خالی ، یک تنه به روزگار وحشت و ظلمت و آهن یورش برده است . جز مرگ سلاحی ندارد اما او فرزند خانواده ای است که "هنر خوب مردن" را در مکتب حیات خوب آموخته است .

در این جهان هیچکس نیست که همچون او بداند که :"چگونه باید مرد ؟"

آموزگار بزرگ "شهادت" اکنون برخواسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در "توانستن"می فهمند و به همه آنها که پیروزی بر خصم را تنها در "غلبه"می دانند، بیاموزد که :"شهادت" نه یک "باختن" که یک "انتخاب" است .

و حسین وارث آدم که به بنی آدم زیستن داد و وارث پیامبران بزرگ که به انسان، "چگونه باید زیست" را آموخت .

اکنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم "چگونه باید مرد" را بیاموزد .

*بخشی از کتاب "حسین وارث آدم ، دکتر علی شریعتی"  

        

       شهادت امام حسین(ع) و فرزندان و یاران باوفایش 

 

                  بر همه آزادگان جهان تسلیت باد

+ شنبه بیست و نهم دی 1386
جمعه بیست و هشتم دی 1386
شب عاشقان

 مسلخ عشق خون مي خواهد و حسين عاشقي كه دم برنياورد از تيغي كه بر گلويش مي كشند. شبانگاه عاشوراست، پروانگان بيدل حلقه عشق بر گرد دوست زده اند تا حديث دل بشنوند. ولي نه! قصه درد است و جدايي! امام عشق، شرح فراق مي سرايد، بند محبت وا مي كند، جام ”مي“ مي ستاند، و اذن آزادي مي دهد:

 ” يارانم! وفادارتر از شما نديدم. خدايتان از جانب من پاداش نيكتان دهد. بدانيد كه بيعت خويش از شما برداشتم و اذن رفتن دادم. در سياهي شب، هريك از شما دست يكي از خاندان مرا بگيريد و پراكنده شود كه اين جماعت مرا مي جويند و به غير من كاري ندارند.“ 


ادامه‌‌ی مطلب
+ جمعه بیست و هشتم دی 1386
جمعه بیست و هشتم دی 1386
فلسفه عزاداری حسینی
گريه بر حسين(ع) به خاطر اشتياق چشماني است كه مي‌خواهند زندگي را از دريچه ديد حسين(ع) بنگرند. با توحيد حسين(ع) آشنا گردند و با جهان بيني او زندگي كنند.گريه بر امام حسين(ع)، گريه برحقيقت انسانيت وگريه بر خليفه خداوند و مظهر تمامي اسماء و صفات حق تعالي است و در حقيقت نوعي بازگشت به اصل خويش وحقيقت الهي خويش است و از اين جهت مانند توبه‌اي بزرگ است كه موجب نجات و بازگشت انسان مي‌شود.
ادامه‌‌ی مطلب
+ جمعه بیست و هشتم دی 1386
پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386
تحریفات در واقعه عاشورا

  از جمله تحريف‌هاي لفظي و پيكري كه بر قيام امام حسين(ع) وارد آمده مي‌توان به «داستان ليلي و علي اكبر،‌ داستان عروسي قاسم، عدد مقتولين حادثه كربلا، بي‌خبر بودن امام سجاد(ع) از وقايع، آمدن زعفرجني به كربلا، 72 ساعت بودن روز عاشوراي، و ده‌ها ماجراي ساختگي ديگر اشاره كرد 


ادامه‌‌ی مطلب
+ پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386
یکشنبه بیست و سوم دی 1386
قافله عشق

   قافله عشق در سفر تاريخ است و اين تفسيري است بر آنچه فرموده اند: كل يوم عاشورا و كل ارضٍ كربلا... اين سخني است كه پشت شيطان را مي لرزاند و ياران حق را به فيضان دائم رحمت او اميدوار مي سازد.

   ... و تو، اي آن كه در سال شصت و يكم هجري هنوز در ذخاير تقدير نهفته بوده اي و اكنون، در اين دوران جاهليت ثاني و عصر توبه بشريت، پاي به سياره زمين نهاده اي، نوميد مشو، كه تو را نيز عاشورايي است و كربلايي كه تشنه خون توست و انتظار مي كشد تا تو زنجير خاك از پاي اراده ات بگشايي و از خود و دلبستگي هايش هجرت كني و به كهف حَصينِ لازمان و لامكان ولايت ملحق شوي و فراتر از زمان و مكان ، خود را به قافله سال شصت و يكم هجري برساني و در ركاب امام عشق به شهادت رسي...

   ياران! شتاب كنيد ، قافله در راه است. مي گويند كه گناهكاران را نمي پذيرند؟ آري، گناهكاران را در اين قافله راهي نيست ... اما پشيمانان را مي پذيرند. آدم نيز در اين قافله ملازم ركاب حسين است، كه او سرسلسله خيل پشيمانان است، و اگر نبود باب توبه اي كه خداوند با خون حسين ميان زمين و آسمان گشوده است، آدم نيز دهشت زده و رها شده و سرگردان ، در اين برهوت گمگشتگي وا مي ماند.

شهيد سيد مرتضي آويني

+ یکشنبه بیست و سوم دی 1386