
فرازهايي از سخنراني امام موسي صدر در عاشوراي حسيني:
-وقتي كه ما سالروز واقعه كربلا را فرصتي مغتنم ميشمريم و گردهم ميآييم و آن حادثه را در گوش، قلب، و وجود خود تكرار ميكنيم، با آن قهرمانيهاي جاويدان پيوند مييابيم؛ قهرمانيهايي كه ريشه ستم و ستمگران را بركند و نقاب و پرده از چهره عصيانگران و منافقان برافكند.
-يزيد بقای اسلام را بر نميتابد، به درون اسلام نفوذ كرده و بر كرسي خلافت تكيه زده است و بر آن است اسلام را از بين ببرد، و مردم خاموش، آرام، همگام، ترسان و طمعكارند؟ پس حسين(ع) چه كند؟
-دستگاههاي تبليغاتي كه مردم را در جهان اسلام فريب مي دادند، حسين(ع) را خارجي شمردند. شريح قاضي در حكم خود مي نويسد: «او از حد خود تجاوز كرده و آنگاه با شمشير جدش كشته شد»
-امام حسين هنگام ترك مدينه با آن شعار روشن خود اعلام کرد: به خدا سوگند از روي سرمستي، طغيانگري، ظلم و فساد قيام نكردم، سلطه و حكومت بر مردم را نميخواهم. استبداد نميخواهم. همانا اصلاح در امت جدم راهر اندازه كه در توانم باشد، خواستارم. ميخواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم و در اين راه زندگي خود را تنها ضمانت قرار دادهام.
...-اگر حسين نبود، يزيد شناخته نميشد، چرا كه با بسياري از راهها و روشها چهره خود را ميپوشاند و ميتوانست در پس اين نقابها اسلام را با حكمي پس از حكم و امري پس از امر و موضعي پس از موضع نابود كند. ولي حسين همه اينها را روشن ساخت و يزيد و بنياميه را رسواي امت کرد.
-دفاع از حقوق انسانها، از جمله اهداف اساسي اباعبدالله الحسين است.
-حسين معتقد است كه انسان در برابر ظلم نميتواند صبر پيشه كند.
-گريستن و بر پا كردن مجالس كافي نيست. حسين به اينها نيازي ندارد. حسين شهيد راه اصلاح است. «اني أريد الاصلاح في امه جدي ما استطعت» پس اگر در جهت اصلاح امت جدش كوشيديم، او را ياري رساندهايم و اگر سكوت كرديم يا مانع اصلاح شديم او را وانهادهايم و يزيد را كمك كردهايم.
-اي برادران! صفوف خود را انتخاب كنيد. صف يزيد يا صف حسين. به خدا قسم كه فكر نميكنم غير از صف حسين را انتخاب كنيد و جز به نداي حسين لبيك گوييد (حسيني) كه ميگويد: « هل من ناصر ينصرنا و هل من ذاب يذب عن حرم رسول الله»