تبليغاتX
تمناي وصال
پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386
تحریفات در واقعه عاشورا

    «تحريف، قلب و بدعت، آفت بزرگ دين است. تحريف چهره و سيما را عوض مي‌كند، خاصيت اصلي را از ميان مي‌برد. به جاي هدايت، ضلالت مي‌آورد و به جاي تشويق به سوي عمل صالح، مشوق معصيت و گناه مي‌شود. و به جاي فلاح، شقاومت مي‌آورد.»[1] اسلام و تشيع در طول تاريخ مورد هجوم تحريف‌هاي فراواني واقع شده است و همواره به جهل دوست و يا به غرض دشمن و به دست آرايشگران دروغين مذاهب، بزك شده‌اند. اين‌ها واقعياتي است كه خود پيامبر اكرم(ص) نيز از آن مطلع بود و از همين روست كه خطاب به علي(ع) مي‌فرمايد: انا اقاتل علي التنزيل، متقاتل علي التاويل. من به خاطر نزول قرآن و اسلام مي‌جنگم و شما به خاطر تاويل آن خواهيد جنگيد.

    يكي از باشكوه‌ترين مبارزاتي كه علي(ع) و فرزندانش بر عليه اين انحرافات آغاز كردند، در كربلا به وقوع مي پيوندد. اما صد افسوس كه پس از اندك زماني خود حادثه كربلا نيز گرفتار تحريف شد و راهي را كه حسين(ع) براي مبارزه با تاويل در آن گام نهاده بود، به بيراهه‌هاي تحريف كشاندند. و به تعبيري «امام حسين(ع) در سه مرحله شهيد شد و سه نوع شهادت داشت: شهادت تن، شهادت نام و شهادت هدف»2

    «حماسه حسين را از يادمان بردند، معنويت‌ها را از ما گرفتند و چهره مسخ شده و غبار گرفته‌اي از آن نشانمان دادند. حقارت‌ها و بطالت‌هاي دروغين را به رخ ما كشيدند»3 تا آن جا كه جز نوحه‌هاي بدون مضمون و يا بعضاً شرك آلود و روضه خواني و برپايي عروسي قاسم و حمل علامت‌ها و صليب‌هاي آهني سنگين، چيز ديگري برايمان نماند. شهيد مطهري در خصوص پيدايش مرثيه خواني‌هاي جعلي چنين مي‌نويسد: «عجبا كه در 5 قرن پيش يك مرد بوقلمون صفت بنام ملاحسين كاشفي كتابي مي‌نويسد با عنوان روضه الشهداء. اين مرد واعظ است و ذكر مصيبت هم مي‌كرده او در كتاب خويش تا توانسته ساخته و پرداخته بعد اين كتاب چون فارسي بوده به دست مرثيه خوان‌ها مي‌افتد و سند و مدرك آن‌ها مي‌شود كه اين كتاب را از رو مي‌خوانده‌اند و به همين مناسبت آن‌ها را روضه خوان گفته‌اند»4

    از جمله تحريف‌هاي لفظي و پيكري كه بر قيام امام حسين(ع) وارد آمده مي‌توان به «داستان ليلي و علي اكبر،‌ داستان عروسي قاسم، عدد مقتولين حادثه كربلا، بي‌خبر بودن امام سجاد(ع) از وقايع، آمدن زعفرجني به كربلا، 72 ساعت بودن روز عاشوراي5 و ده‌ها ماجراي ساختگي ديگر اشاره كرد. علاوه بر اين تحريف‌هاي لفظي و قالبي. روح و هدف حادثه نيز دچار تحريف گشته است.

 و چه خوب است كه نظاره گركار خود باشيم: «اول آن را از مكتب بودن از راه خصوصي‌سازي و اسطوره سازي خارج كرديم. دوم اين كه آن را بصورت يك مكتب گناهكارسازي در آورديم و گفتيم هرگناهي بكنيم، سينه سه ضربه آن را جبران مي‌كند و تحريف ديگر درباره فلسفه عزاداري‌هاست»6  كه آن را از وسيله به هدف تبديل كرديم. گريه كردن و گرياندن غايت تلاشمان شد و هر وسيله‌اي را براي منظورمان مجاز شمرديم. حتي جعل كرديم. امام حسين(ع) را در برابر سپاه دشمن به عجز و التماس براي قطره‌اي آب كشانديم و زينب(س) را ناله كنان در سطح ناتوان‌ترين زنان پايين آورديم.

     پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد: آفت دين سه چيز است: دانشمند فاجر، پيشواي ستمكار و در عبادت كوشاي جاهل. پس در اين جريان هم خواص مسئولند و هم عوام، هم علما مسئولند و هم توده. علما مسئولند از آن نظر كه در دوران ختم شريعت و غيبت امام، آن‌ها هستند كه بايد مانع تحريف و رفع كننده آن تحريفات باشند. نقش توده نيز اولاً در شنيدن و تشويق غير مستقيم اين گونه تحريفات است كه «عموماً چيزي كه گفتنش حرام است،‌استماع و شنيدنش حرام است.»7 و ثانياً در عدم توجه به باطن و شناخت سطحي مسائل است كه باعث گمراهي در رسيدن به مقصود مي‌گردد.

7،5،4،2،1- استاد شهيد مطهري،حماسه حسيني

6،3- دكتر علي شريعتي

 

نویسنده: هادی قدیمی 

 

+ پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386