
” تاريخ را بگرديم و چهره ي قهرمانان را از خلال آن بيابيم“(رومن رولان)
بيشك توجه به سرگذشت اقوام پيشين تنها مورد تأكيد اسلام نبوده(1) و تمام انديشمندان و جامعه شناسان توجه ويژهاي به اين امر داشتهاند. قيامها ونهضتهاي عدالت خواهانه بخش مهمي ازاين گذشته است كه پيشينهاي به وسعت آن دارد. اما به اعتراف تاريخ، قيام خونين امام حسين(ع) ويارانش، بارزترين اين حركتها بوده است.
پس لزوم بزرگداشت و يادآوري اين قيام، جهت حفظ و تداوم روحيه عدالتخواهي و ظلم ستيزي، امري بديهي به نظر ميرسد. اما آنچه كه بزرگداشت اين واقعه را از ساير وقايع متمايز مي كند، عزاداري و سوگواري براي اين حادثه است. اگرچه به زعم گروهي، اين عزاداريها باعث دلمردگي جوامع مي گردد ولي عزاداري صحيح، با تكيه بر دو عامل احساس و معرفت، باعث حركت، پويايي و پيشرفت هر جامعهاي خواهد بود.
گريه بر حسين(ع) به خاطر اشتياق چشماني است كه ميخواهند زندگي را از دريچه ديد حسين(ع) بنگرند. با توحيد حسين(ع) آشنا گردند و با جهان بيني او زندگي كنند.
تا نهد دل در رهت پا در ركاب اشك پيش افتاد و دل را زد به آب
” گريه بر امام حسين(ع)، گريه برحقيقت انسانيت وگريه بر خليفه خداوند و مظهر تمامي اسماء و صفات حق تعالي است و در حقيقت نوعي بازگشت به اصل خويش وحقيقت الهي خويش است و از اين جهت مانند توبهاي بزرگ است كه موجب نجات و بازگشت انسان ميشود.“(2)
گريه به عنوان يك عامل عاطفي حتماً بايد با معرفت و شناخت همراه گردد. زيرا كه خداوند هيچ عملي را جز با شناخت نپذيرد.(3) و چه بسا كه اين عامل احساسي بدون شناخت باعث گمراهي نيز گردد. پس عزاداري صحيح يك سيرو سلوك و يك مكتب انسانسازي است.
گذشته از نقش فردي اين عزاداري ها، نقش ويژه آنها در شكلگيري نهضتهاي ظلمستيز نيز بسيار قابل توجه است.تأثير فرهنگ عاشورا درجوامع شيعه آن چنان عميق بوده است كه استعمار را بر آن داشته كه خود به مقابله با آن برخيزد. دكتر مايكل برانت-يكي از معاونان سابق سازمان سيا - در كتابي با عنوان ” نقشهاي براي جدايي مكاتب الهي“ خبر از توطئهاي بزرگ عليه تشيع ميدهد:
” با توجه به تحقيقات گستردهاي كه انجام گرفت، اين نتيجه حاصل شد كه شيعيان بيشتر از ديگر مذاهب اسلامي فعال و پويا هستند و بهطور مستقيم نميتوان با مذهب شيعه روبرو شد... تبليغات گسترده عليه مراجع ديني به منظور زوال مقبوليت آنها در ميان مردم، حمايت از سخنرانان و مداحان سودجو و شهرتطلب و معرفي شيعه به عنوان يك مسلك خرافي و در نهايت زدن تير خلاص به اين مذهب از جمله برنامههاي بلند مدت ما بود... “ وي در اين كتاب ميافزايد :” يكي از مواردي كه بايد روي آن كار ميكرديم، موضوع فرهنگ عاشورا و شهادتطلبي بود كه هر ساله شيعيان با برگزاري مراسمي اين فرهنگ را زنده نگهميدارند...“
اينجاست كه ميتوان به عمق سخن امام خميني (ره) در حكمت برپايي مراسم عزاداري توسط ائمه پيبرد. ” مساله، مساله گريه و تباكي نيست. مساله، مساله سياسي است كه ائمه با همان ديد الهي كه داشتند، ميخواستند كه اين ملتها را باهم بسيج و يكپارچه كنند(4)... گريه بر شهيد زنده نگه داشتن نهضت است.(5)“
اشك بر شهيد، اشتياق به شهادت را به همراه دارد، خوي حماسه را در انسان زنده و طعم شهادت را در جان او گوارا ميگرداند و انسان را به آرمان شهيد نزديكتر مينمايد. از اينرو انسان حسينيمنش، نه ستم ميكند و نه ستم ميپذيرد. به قول شهيد مطهري ” گريه برشهيد، شركت در حماسه اوست.“ البته تمامي اين ويژگيها به شرطي است كه عزاداريها بهعنوان يك وسيله براي كمال انسان و حركت جامعه اسلامي مد نظر باشد و نه به عنوان يك هدف و عامل ركود و تخدير جامعه.
” بگذار بگريم، خون تو در اشك ما تداوم يافت و اشك ما صيقل گرفت، شمشير شد و در چشمخانه ستم نشست.“(6)
پينوشتها:
1- سوره انعام-آيه 11، سوره نمل- آيه 69 و بسياري از آيات و احاديث ديگر
2- عزادار حقيقي، محمد شجاعي
3- اصول كافي، جلد يك، حديثي از امام صادق (ع)
4- صحيفه نور، جلد13
5- همان، جلد10
6- خط خون، علي موسويگرمارودي
نويسنده: هادي قديمي